تبليغاتX
احساس

احساس

  بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.irباغ گلهای اطلسی باتو برام چیدنیه  بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir

+نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت2:11توسط الکسی | |

 

دستهایی که کمک میکنند مقدس ترند از لب هایی که دعا میکنند

+نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت1:35توسط الکسی | |

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز از شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید

یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تما شای نگاهت

یادم آمد که به من گفتی از این عشق حذر کن

لحظه ای چند بر این آب نظر کن

آب آیینه عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باش فردا که دلت با دگران است

تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن

با تو گفتم حذر از عشق ندانم

سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم

روز اول که دل من به تمنای تو پر زد

چون کبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی من نرمیدم نگسستم

باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو در افتم همه جا گشتم وگشتم

حذر از عشق ندانم

سفر از پیش تو هرگز نتوانم

نتوانم......

اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب ناله ی تلخی زد و بگریخت

یادم آمد که دگر از تو جوابی نشندیم

پای در دامن اندوه کشیدم

نرمیدم نگسستم

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم

نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم

بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

 

+نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387ساعت23:22توسط الکسی | |

وقتی از همه جا نا امید شدی برو در کوهستان فریاد بزن آیا هنوز امیدی هست؟

آن موقع خواهی شنید که هست هست هست........

+نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت1:15توسط الکسی | |

عمر گران می گذرد

                            خواهی نخواهی

+نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت20:2توسط الکسی | |

آه ای فلک ای آسمان

                 تا کی ستم بر عاشقان

بشنو تو فریاد مرا

                 آه

ای خدای مهربان

+نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت14:24توسط الکسی | |

هرگز به خدا مگو که مشکل بزرگی داری

 بلکه به مشکلت بگو که خدای بزرگی داری

+نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت16:31توسط الکسی | |

حتی اگه همه هم از پیشت برن

یا تو بی هیچکس بری

باز هم تنها نمی مانی

چون او با توست

هیچ یک از ما تنها نمی مانیم

چون او با ماست

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت0:12توسط الکسی | |

لحظات شادی خدا را ستایش کن

لحظات سختی خدا را جستجو کن

لحظات آرامش خدا را مناجات کن

 لحظات درد آور به خدا اعتماد کن

و در تمام لحظات خدا را شکر کن

                                                                        جبران خلیل جبران 

+نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت23:31توسط الکسی | |

می گویند شیشه ها احساس ندارند

ولی وقتی روی شیشه ای بخار گرفته نوشتم

دوستت دارم

آرام گریست

+نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت22:15توسط الکسی | |